كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

961

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

علا و نام پادشاه جهان ، سلطان محمود خان ، و نام امير تيمور گوركان بياراستند و سر منابر به ذكر عالى ايشان بلند گردانيدند و اتلمش را شفيع ساخته با دو ايلچى دانسته احمد و آقته به درگاه عالم‌پناه فرستادند و چون به ولايت روم درآمدند ، اتلمش پيش از ايلچيان به شرف بساط بوس شتافته اخبار مصر و خوف رعاياى آن ديار به عرض رسانيد و ايلچيان به اردوى همايون آمده به وسيلهء امرا به مجلس اعلى رسيدند و اموالى وافر از نقود و جواهر و قماشهاى فاخر و اسبان عربى با ساختهاى زر و انواع لؤلؤ و جوهر و مشك و عنبر و شمشيرهاى مصرى و كمانهاى دمشقى و سپرهاى حلبى به عزّ عرض رسانيدند و عرضه داشتند كه فرج پسر برقوق زمين بارگاه فلك اشتباه به لب ادب بوسيده معروض مىدارد كه من بندهء آن حضرتم و پشت و پناه من آستان دولت آشيان است . اگر مراحم پادشاهانه مرا به چاكرى قبول فرمايد ، من بعد بر خلاف گذشته مراسم خدمتكارى به تقديم رسانم و سكّه و خطبهء اين مملكت به نام و القاب همايون آراسته داشته مال و خراج بىامهال به خزانهء عامره فرستم . آن حضرت عواطف خسروانه دربارهء او فرموده بر زبان فصاحت بيان راند كه چون او در صغر سنّ از سايهء مرحمت پدر محروم مانده ابتغاء لمرضات اللّه تعالى او را به فرزندى قبول كردم و چون بر جادهء نيكو خدمتى ثابت باشد به هرچه التماس نمايد مساعدت كنم و دست او را قوى دارم تا در مملكت خود آسوده بوده به مراسم خدمات حرمين شريفين زاد هما اللّه تعالى احتراما قيام تواند نمود و مثوبات آن به روزگار همايون ما و اصل شود و ايلچيان را به خلعت و زر و كلاه و كمر سرافراز ساخته از بهر فرج تاج و قبا و كمر مرصّع فرستاد و ايشان را اجازت فرموده عزيمت مراجعت از بلاد روم تصميم يافت . ذكر كوچانيدن قوم قرا تاتار از اراضى روم قرا تاتار قومىاند كه در آن‌وقت كه منگوقاآن هولاگو خان را به ايران‌زمين مىفرستاد ، ايشان را از مغولستان كوچانيده داخل لشكر او گردانيد و هولاگو خان